محمد مهدى ملايرى

369

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

تيراندازى به پرندگان بوده كه در بيرون شهرها تيراندازان به مسابقه مىپرداخته‌اند . « 1 » و اما تيراندازى با نشّاب به برجاس كه قطعه عيون الاخبار هم در آموزش همين نوع است يكى از فنون جنگى بوده كه كسب مهارت در آن احتياج به آموزش و تمرين فراوان داشته و در ديوان سپاه دوران ساسانى تعليم اسب‌سوارى و تيراندازى را معلمان و مودّبان مخصوص عهده‌دار بوده‌اند و اشراف بر امر آنها و مراقبت در كارشان بر عهدهء صاحب ديوان سپاه بوده . « 2 » نشّاب در عربى به تيرهاى فارسى گفته مىشده كه داراى پيكان بوده‌اند و غالبا بيش از يك پيكان داشته‌اند و آنها را كه پنج پيكانه بوده‌اند پنجگان مىناميده‌اند . تيرهاى عربى را سهم مىگفته‌اند . و برجاس آماجگاه تير است در هوا و در عربى آماجگاه زمينى را غرض خوانند . اعراب با اين‌گونه تيرهاى ايرانى و تيراندازيهاى ايشان از پيش از اسلام آشنا شده بودند . طبرى در جنگ وهرز سردار ايرانى با حبشيها در يمن گويد ، وهرز به سپاهيان خود گفت كه چون دستور تيراندازى دادم آنها را با پنجگان بزنيد ، و مردم يمن تا آن زمان نشّاب نديده بودند . « 3 » طبرى از اين‌گونه تيراندازى با پنجگان بار ديگر در رويدادهاى سال 65 هجرى در بصره از آنجا گريخته و به قبيلهء ازد پناهنده شده بود و مسعود رئيس آن قبيله براى آرام كردن مردم به بصره آمده و در مسجد به منبر رفته بود تا مردم را به آرامش دعوت كند و طرفداران او و عبيد الله نيز همه راهها را بسته بودند ولى مخالفان آنها كه در رأسشان ماه افريدون با چهارصد تن از اسواران ايرانى بود آنها را با همين پنجگان قدم‌به‌قدم عقب نشاندند تا به مسجد داخل شدند و مسعود را كشتند . طبرى كه اين واقعه را شرح داده ، گويد ، چون به جايى رسيدند كه مخالفان نيزه‌گذار جلو پيشرفت آنها را گرفته بودند ، ماه افريدون فرمان داد تا با پنجگان به آنها حمله كنند و اسواران كه چهارصد تن بودند يك‌باره دو هزار نشابه بر آنها باريدند و

--> ( 1 ) . اغانى ، ج 2 ، ص 93 . ( 2 ) . الاخبار الطوال ، ص 74 - 75 . ( 3 ) . طبرى ، 1 / ص 563 .